رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از February, 2015

عکس های گوهرعشقی، مادر«ستار بهشتی»آش پشت پا برای«زیارت خانه خدا»

این‌جا رباط کریم است، مادر پیری که دردش را فریاد نمی زند، بل نجوا می‌کند… . می‌گویند عرش خدا به لرزه در می‌آید، که مادری به ظلم ظالمی درحق فرزندش گرفتار آید! این‌جا رباط کریم است، شهری کوچک درمنتهی‌الیه جنوبی شهرتهران، شهری با مردمانی ساده دل، مانند مردمان بسیاری از شهرهای کوچک در ایران، صبح یک‌روز آدینه، منطقه‌ای با نام شیرین در، خانه بسیارمحقر درانتهای یک بن‌بست، با تصویرجوانی تنومند بربلندای دری کوچک، درست به موازات عرض بن‌بست با حداکثر یک مترمنقش است، صاحب آن عکس انگاری می‌خواهد با شما سخن بگوید! درخانه اما باز است… . بهانه چیست؟ آیا بهانه آن است که فرزندی را از مادر پیری ستانده اند؟ جفاکاران وغداره بندان روزگار؟ آیا بهانه آن است، جوانی ازمیان جوانان این مرز و بوم در دستان شکنجه‌گری خبیث، ترک دنیا گفته است؟ آیا بهانه این است که نتوانستند، ظالمان تحمل کنند نقد و گفتار یک جوانک یتیم را؟ آیا بهانه آن بود که مادرانی داغ‌دار به دیدار مادرپیرداغ‌دار دیگری می‌رفتند تا درآغوش هم بگریند و زار بزنند؟ و نجوا کنند همه آن شقاوتی را که برآنان رفته است؟ . آنانی که این راه دراز را می‌پیمایند کیانند؟ چه دشوار است دی…