رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از November, 2012

دیواری که با راجر واترز برای فلسطین فروریخت

راجر واترز بنیانگذار گروه پینک فلوید همیشه برای آزادی اندیشه می کند،چه زمانی که  از اجرای نسخه ایرانی آهنگ 'آجر دیگری در دیوار"حمایت کرد و گفت:برای اعتراض به حکومت ایران اصلا پشیمان نیست.و چه این بار که او را همراه با محمود عباس در روز  ارتقا جایگاه فلسطینی‌ها در سازمان ملل به "دولت غیرعضو" می بنیم.



نسخه ایرانی آهنگ 'آجر دیگری در دیوار"

احساس خطر مجبورم میکند که هشدار را داده باشم.

رضا خندان همسر نسرین ستوده: قصد ایجاد نگرانی بین دوستان ندارم
احساس خطر مجبورم میکند که هشدار را داده باشم. نسرین از دیروز که وارد چهل و یکمین روز اعتصاب غذا شده است وضع جسمی اش به مرحله ی خطرناک رسیده است. دیروز به بهداری منتقل شده است و از این به بعد قرار شده است که هر روز به بهداری برود. فشارش آنقدر پایین بوده است که شخصی که فشار خونش را اندازه گیری کرده نتوانسته اندازه اش را به او بگوید. مسولی
ن قوه ی قضاییه میتوانند همه چیز را انکار کنند اما واقعیت همیشه مثل آوار بر سر کسانی که خود را به بیراهه میزنند آوار می شود. توجیه و فرافکنی و پاک کردن صورت مسئله هم مشکل را حل نخواهد نمی کند. نسرین خواسته ی غیر قانونی ندارد. او میگوید: "چرا بچه ی 12 ساله ی ما را به خاطر مادر مجازات می کنید!!؟" کسی تا این لحظه در این دستگاه عریض و طویل قضایی به این سوال قانونی و بدیهی پاسخ نداده است.

روزی که به جای قیمه‌ی امام حسین، گلوله‌ نذری ‌دادند.

از شاعران دربار فقط کاسه لیسی ارباب برآید

اندازه وجود برای هر کس به اندازه ناوجودی ماست در مقابل.در این جمله ها فحاشی را با دانستن به فحاشی اورده ام تا همان عینیت را بازنمایی کند که این دست ادم ها اگر خواننده باشند بدانند،فحاشی سطحی ترین نوع حرکت ذهنی ست.مگر کار ما جنگیدن برای ادبیات نیست.مگر کار ما خلق اثار برای ادبیات نیست.مگر دوستی ما و رفاقت ما با ادبیات جلو نمی رود و عمیق تر نمی شود.این ادبیات است و ما باید از ان دفاع کنیم.اگر جدیش می گیریم،نمی شود از کنار همه چیزی ارام عبور کرد.نه نمی شود

علی موسوی گرمارودی شاعر دربار،در مراسم رونمایی از کتاب « سه کاهن » در راستای تجلیل از نویسندگان ولایی خشم خود را از صادق هدایت یکی از بزرگترین نویسنده ایرانی در قرن بیستم نشان داد.


یک: آنکه از کوزه همان در آورد که در اوست . از شاعران دربار فقط کاسه لیسی ارباب برآید.


دو: آنکه بینوا حق دارد چرند بگوید صادق هدایت پرده از گنداب کسانی بر می دارد که گرمارودی بنده ی آنهاست.

سه: آنکه بیچاره جان می کند هم آخرش باید نام کتابش را از سه قطره خون صادق کپی کند !! ندارد مایه مجبور است بندگی کند و به صاحبان ادب حسرت ورزد و دشنام گوید
.


چهار:او در بارگاه خا…

امروز هم بدون ملاقات بودیم

رضا خندان لحظاتی پیش در مورد آخرین وضعیت همسرش در صفحه فیسبوک خود نوشت:
امروز هم بدون ملاقات بودیم. از دوشنبه ی گذشته تا حالا از نسرین که وارد سی و سومین روز اعتصاب غذا شده است بی‌خبریم. نه تلفنی و نه خبری. مراجعات هر روزه ی ما به دادستانی و زندان و سالن ملاقات هم بی‌فایده بود. و مطمئنم چقدر از این موضوع خوشحال اند که آنقدر قدرت دارند که می توانند خانواده و دوستانی را به راحتی آب خوردن این همه در نگرانی و استرس نگه دارند. و قدرت‌شان در فشار به زندانی و خانواده به رخ بکشند. نسرین قرار ممنوع الملاقات ندارد ولی عملا از وقتی که به طور غیر قانونی از زندان اوین خارج و به انفرادی ۲۰۹ اطلاعات منتقل شده است ممنوع الملاقات است. ۲۰ روز انفرادی او اوخر این هفته تمام می شود و اولین روزی که می شد او را ملاقات کرد یکشنبه ی آینده است که مصادف شده است با عاشورا و تعطیل رسمی




هر آدمي سنگي است بر گور پدر خويش

قديمي ها راست گفته اند كه اگر دلتان گرفت برويد سراغ اموات .ولي اين فقط سراغ اموات رفتن بوده است يا گذري به سنت ملموس؟ و به گذشته ی موجود؟ و به اجداد و ابديت در خاك؟ و خود را با همه ی غم هاي گذرا و حقير در قبال آن همه هيچي كوچك ديدن؟ و فراموش كردن؟... من نمي دانم پس ژاپني ها چه مي كنند يا هندوها يا همه ی آنهايي كه به گذشته از راه گورستان نمي روند ! شايد به همين دليل است كه ژاپني ها هاراكيري مي كنند؟ يا زردشتي ها هنوز در يزد و كرمان به رسم عهد بوق اموات را در برج هاي خاموشي مي گذارند يا شايد هندوها كه به نسخ معتقدند و...رها كنم اين پرت و پلاها را. به هر صورت رفتم سراغ پدرم.با مادرم و يكي از خواهرها و دو سه تا از خواهر زاده ها. قبرستان بزرگ بود با تك و توك درختی و فراوان درخت های آهني .هريك بر سر قبري كاشته . و به شاخه ی سيمي آنها چراغي همچون ميوه ی هميشه بهار شب قبر، براي سر سفره ی آخرت .و تك و توك عكسي آفتاب خورده به سينه ی تيرها و با چه حسرتي! نكند تو هم الان چنين قيافه اي را داشته باشي! و سنگ قبرها پر از وفدت علي الكريم بغير زاد من الحسنات...و الخ.  و راستي چندتا از اين همه مرده معني…

يا امامزاده حسين! شازده احتجاب

يا امامزاده حسين! تو را به خون گلوی جدت سيدالشهدا، به‌ آن وقت و ساعتي که شمر گردنش را از قفا بريد، من حاجتي ندارم، نه، هيچ چيز ازت نمي‌خواهم، فقط پيش جدت براي من روسياه واسطه بشو تا از سر تقصيرم بگذرد. خودت خوب مي‌داني که من تقصير نداشتم. براي پول نبود، نه، به سر خودت قسم نبود. يعني، چطور بگويم، بود، براي پول بود. سه تا گوسفند مي‌دادند با صد تومن پول.


(معصوم دوم-داستان کوتاه-هوشنگ گلشیری) (موضوع نقاشی «بارگاه مختار»، از نقاشی‌های سبک قهوه خانه‌ای ِمعاصر. علی‌اکبر لرنی. از مجموعه‌ی خصوصی جواد عقیلی.)

زنی در حال زایمان است

 از سنجاق موهایت در خون پاشیدم
سرِ سنجاق با نقش زنی در حال زایمان
جنس: برنز، قدمت: 1500 تا 700 پیش از میلاد
منطقه ی جغرافیایی: لرستان، محل نگهداری:موزه ی لوور


سرانجام امروز پس از چندین ماه

امروز نيما از در زندان كه بيرون آمد اول از همه بوس مامان‌اش را از لپ‌اش كند و چسباند به لپ من. گفت: مامان گفتش كه اين بوس را نگه‌دار، رفتي بيرون بچسبان به لپ بابا...
سرانجام امروز پس از چندین ماه نیما و مهراوه فرزندان نسرین ستوده با مادرشان ملاقات حضوری داشتند...

وای از این بیداد

شرم و غرور حالت دوگانه من است بر این وقایع . شرم از برخورد غیر انسانی یک هم وطن با یک زن و افتخار به یک شیرزن هم وطن دیگر ..

رضا خندان و آنچه همین امروز بر او و فرزندانش گذشت

از دادستاني تماس گرفتند و گفتند بچه‌ها نامه‌ي ملاقات حضوري دارند. ظرف يك ساعت بايد خودم را به دادستاني كه در بازار تهران است ميرساندم، مهراوه را از مدرسه و نيما را كه سرما خورده است از خانه بر ميداشتم و سر ساعت در سالن ملاقات حاضر مي‌شديم.

سالن ملاقات كه هميشه با نامه‌ي دادستاني ملاقات حضوري ميدهد اعلام كرد كه ملاقات شما از درب اصلي زندان و محلي كه زندانيان رفت و آمد مي‌كنند بايد صورت بگيرد. با اين حال درب اصلي نامه‌ي دادستاني را از ما گرفت و درست سه ساعت و نيم ما را مقابل زندان منتظر گذاشت. سرفه‌هاي آسم نيما كه سرما خورده است در هواي آلوده‌ي آنجا شروع شد. بخش اداري زندان تعطيل شد و يك ساعت پس از تعطيلي زندان دست از پا درازتر برگشتيم. 3 ساعت و نيم چشم بچه‌ها به در زندان بود و با هردفعه باز و بسته شدن منتظر بودند كه آنها را براي ملاقات صدا ميكنند. اما هيچوقت اين اتفاق نيفتاد. اين هم ملاقات حضوري دادستاني بود براي بچه‌ها…

آغوش مادر

جعفر پناهی برنده جایزه ساخاروف ۲۰۱۲:

"پسر نسرين ستوده اصلا در شرايط روحي مناسب نيست...نيازمند آغوش مادر است..."

می گویند:"قبر بخر و بیا جنازه اش را تحویل بگیر"

می گویند:"قبر بخر و بیا جنازه اش را تحویل بگیر".نمی گویند:در بازجویی ها به شدت مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته.نمی گویند:آثار کبودی و شکنجه بر تن و صورت و سرش مشهود است.نمی گویند:زیر ضرب و شتم له شده بود و یک جای سالم در بدنش نبود.چطوری میتونید به پدر مادری که برای بزرگ کردن بچه ش خون جگر خورده و کلی زحمت کشیده بگویید.
پانوشت:تمام اتفاقات و مصاحبه منتشر شده با خانواده ستار بهشتی را در بالاترین بخوانید

و پایان بر هشت زن و پایان بر اعتصاب غذا

امین احمدیان همسر بهاره هدایت که خبرهای زندانیان زنان ایرانی را اطلاع رسانی می کند امروز در صفحه فیس بوکش نوشت:با تنظیم شکایتی از ماموران خاطی و تعهد مسئولین حفاظت و بازرسی زندان اوین مبنی بر پیگیری مسئله و برخورد با افراد خاطی و عدم تکرار اینگونه مسائل در آینده، هشت زن زندانی اعتصاب کننده به اعتصاب غذای خود پایان دادند.
-اعتصاب کنندگان توسط شورای انضباطی زندان به سه هفته ممنوعیت ملاقات و انتقال به انفرادی محکوم شده اند که با اعتراض آنان این حکم فعلا به مدت شش ماه تعلیق شده است! دو نکته; گزارش هایی که در بعضی از سایت ها درج گردیده و در آن به برهنه کردن زندانیان اشاره شده صحت ندارد، همچنین اخباری که دیروز در بعضی سایتهای مغرض مبنی بر شکسته شدن اعتصاب زنان پس از تهدید به لغو مرخصی! اشاره کرده اند نیز کذب و عاری از حقیقت است.
وظیفه خود می دانم که از کلیه دوستان و همراهان و سایت های خبری و رسانه ها که با همدلی از این حرکت مدنی زندانیان حمایت کردند و با اطلاع رسانی و حمایتهای معنوی خود از اعتصاب کنندگان، آنان را همراهی کردند صمیمانه قدردانی و سپاسگزاری کنم.

عکس آزادی در روز خاکسپاری

نسرین در زندان است.نسرین در بند است.نسرین در اعتصاب است و ما آرشیوهای عکسی خودمان را چک می کنیم.در صفحه های فیس بوکمان عکسش را به اشتراک می گذاریم.کمپین درست می کنیم.اما او همچنان مادر است در سلول.حسن سربخشیان در میان آرشیو عکس‌هایش، تصویری از حضور نسرین ستوده و همسرش در روز خاکسپاری فروهرها پیدا کرده است.

انسان های بزرگ سرزمینم

امروز مژگان شجریان این عکس را درصفحه فیس بوکش به اشتراک گذاشته بود. عکسی دلچسب از محمدرضا شجریان،بهروز وثوقی ، مجید درخشانی
(عکس از محمد خیرخواه)




نسرین الان وکیل همه ی ماست

نسرین ستوده در اعتصاب غذا به سر می برد. نسرین الان وکیل همه ی ماست. وکیل همه ی ایرانیانی که حقشان را استبداد بالا کشیده. ما همگی‌ در مقطعی قسم میخوریم از کودک گرفته تا دکتر و وزیر و رئیس جمهور و وکیل ولی‌ الظاهر یا تنها مورد و یا می‌توان جزو نادر افرادی میباشند که پای قسم نامه خود تا این حد ایستاده اند درود بر شرف این شیر زن کمتر کسانی‌ هستنند که حتی بازجو و یا شکنجه گران آنها هم از مقاومت اینان به تحسین بر می‌آیند.ظهر روز سه شنبه ۹ آبان، حدود ۲۰ زن از نیروهای گارد یگان حفاظت زندان اوین به بند زندانیان زن سیاسی یورش برده و آنها را تفتیش بدنی کردند.این گزارش تاکید کرده که نوع برخورد نیروهای گارد با زندانیان سیاسی «توهین آمیز» بوده است.لطفا این پست را باز نشر کنید تا به گوش آقایان برسد که نسرین تنها نیست.هر چند همیشه می توان خبررسانی کرد و نوشت اما باید ایستاد و بیرون پرید