رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از March, 2012

نامه محمدرضا شجریان با دستخطش برای اصغر فرهادی

سیمین: "من این شجریانو بردم"نادر: "هر کدومو می خوای وردار" سیمین: "نه؛ فقط همین یکی".

نام کسانی که به آن مخلوط خون و آسفالت خیانت کردند در صفحه سیاه تاریخ ثبت خواهد شد/ آن هم در این انتخابات بی‌رمق

انتخابات بی‌رمق و خلوت سال 90 مجلس نیز تمام شد. اما خیابان‌ها هنوز بوی خون می‌دهند. هنوز ردپای کفش‌های کتانی‌اش آسفالت خیابان‌ها را شرمنده می‌کند. هنوز وقتی از امیرآباد و حوالی میدان انقلاب و چهار راه ولی عصر می‌گذریم، اگر سرمان را پایین نیندازیم، حداقل لبخند بر لبانمان می‌خشکد. با این اوصاف، کسانی که بر باد سوارند و منفعت‌شان را به همراهی با صدای آزادی‌خواهی مردم ترجیح می‌دهند، امروز به پای صندوق‌های رای رفتند و انگشت‌شان را در خون مردم زدند و با آن پای برگه خیانت را انگشت زدند. آخر چه توجیهی داشت شرکت کردن در این انتخابات؟ وقتی همه احزاب و افراد معترض یک‌صدا فریاد زدند تحریم، شرکت در انتخابات به جز مسخره کردن این افراد چه معنایی دارد؟ آیا واقعا لوله تفنگ را در دهان کسی گذاشته‌اند و از او خواسته‌اند که رای بدهد؟ اگر چنین باشد در نهایت می‌توانیم به آن فرد بگوییم که ایستادگی‌اش ضعیف بوده است. اما در غیر این صورت چیزی به جز خیانت نمی‌توان گفت. خیانت! آن هم خیانت به مخلوط خون و آسفالت و کفش‌های کتانی. خیانت به آزادی‌خواهی و انسانیت. پیش‌تر در زمانی که آقای کواکبیان به عنوان یکی…